آموزش اصول پایه نتورک مارکتینگ

آموزش اصول پایه نتورک مارکتینگ

چگونگی ساخت یک سازمان

8 دلیل اصلی شکست در تجارت بازاریابی شبکه ای

دلیل هفتم شکست : فقدان‌ آینده‌ نگری

روزی از «هلن کلر ، نویسنده‌ نابینا و ناشنوای امریکایی پرسیدند : «چه چیزی بدتر از نابینا به دنیا آمدن است؟

او در پاسخ گفت : «دیدن بدون داشتن تصویری از‌ آینده .

بسیاری از افرادی که در‌ این حرفه شکست میخورند ، فقط امروز را می‌بینند و آینده ‌نگری ندارند. اگر میخواهید در‌ این تجارت موفق باشید ، ‌باید بیاموزید نگاهی به‌ آینده داشته باشید.

وضع سازمان فروشتان را در شش ‌ماه‌ آیند ه در نظر بگیرید ، ‌آیا میتوانید تجسم کنید ساختار و میزان فروش سازمان فروش شما به چه شکلی است؟

روی کارهایی که از امروز تا فردا باید انجام دهید تمرکز کنید ، اما آینده ‌نگری هم داشته باشید. آینده مالی شما وابسته به کارهایی است که ظرف چند ماه‌ آینده انجام میدهید یا نمیدهید. آینده به چهره‌ شما خیره شده است.

آیا میتوانید سازمان فروش خود را طی دو سال‌ آینده مجسم کنید اگر‌ این کار را با پشتکار فراوان و مستمر پیگیری کنید؟ فکر میکنید سازمان فروش شما به چه شکل در خواهد آمد؟ چهار سال دیگر چطور؟ میتوانید تصور کنید اگر روزانه هشت الی ده ساعت وقت صرف آموزش کنید و بعد نیز ‌بنشینید و مطمئن شوید افراد سازمان شما تمام آموزش ‌های لازم را دیده‌اند ، بعد از ده سال چه اتفاقی در سازمان شما خواهد افتاد؟

پنج‌ سال دیگر عاقبت از راه خواهد رسید ، چه امروز به فکر آن باشید ، چه نباشید. ممکن است بگویید شما از چهار یا پنج سال دیگر صحبت میکنید ، ولی من نگران امروز زندگی‌ خود هستم. امروز میخواهم صورت ‌حساب ‌هایم را بپردازم. درست است شما باید با مشکلات امروز رو به‌ رو شوید ، اما در عین حال بدانید پنج سال دیگر نیز از راه خواهد رسید. به‌ این دلیل است که گفته میشود‌ آینده به چهره شما خیره شده است.

شما میخواهید چه کاری انجام دهید؟ چه نقشه‌ای برای‌ آینده دارید؟‌

دلیل هشتم شکست : نداشتن ویژن و هدف

به آدم بدون ویژن امیدوار نباشید. شکست‌ خورده‌ها ویژن ندارند. تمام موفقیت‌ های بزرگ از یک ویژن سرچشمه میگیرند. همه چیز با یک ویژن آغاز میشود. انسان بدون ویژن از بین میرود. ویژن انسان را به تکاپو وا میدارد و به او جسارت میدهد.

روزی داستانی را درباره مردی که با سه نفر کارگر که آجر روی هم میگذاشتند صحبت میکرد خواندم. این مرد با کارگر اول صحبت میکند و از او می‌پرسد : ‌«در حال انجام چه کاری هستی؟

کارگر اول در جواب میگوید : ‌«آجر روی هم میگذارم. صاحب‌ کارم به من گفته است این کار را انجام دهم .

آن مرد به سراغ نفر دوم میرود و همین سؤال را از او می‌پرسد و کارگر دوم در جواب میگوید :

«من در حال درآوردن خرج زندگی خود هستم. فردا ممکن است یک کار دیگر انجام دهم. برای مثال ممکن است شغل نجاری را برگزینم .

بعد سراغ نفر سوم میرود و همین سؤال را تکرار میکند. نفر سوم بدون‌ این‌که به مرد نگاهی بیندازد در جواب میگوید : «در حال ساختن یک قصر هستم. لطفا مزاحم نشوید!

برچسب:

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست