آموزش اصول پایه نتورک مارکتینگ

آموزش اصول پایه نتورک مارکتینگ

چگونگی ساخت یک سازمان

شروع در مسیر صحیح ( قسمت دوم )

چند نفر از شما میتوانید سازمان فروش خود را در دو سال‌ آینده تجسم کنید؟ این تخیل و تجسم به‌ تدریج به ویژن تبدیل میشود. وقتی ویژن داشته باشید ، در طلب کسب آگاهی حرکت‌ میکنید و میخواهید بیشتر بدانید. پس به‌خاطر تمایلی که دارید آگاهی به دست می‌آورید و درنهایت :

ویژن + دانش خردمندی

این کل فرایند از تخیل به سمت ویژن ، دانش و درنهایت خردمندی است. باید از تمام ابزارهای لازم استفاده کنید. اگر میخواهید یک سازمان فروش موفق بسازید ، پایه و اساس آن خود شما هستید.

بیاموزید چگونه از تمامی مهارتهای خدادادی و استعدادهای خود بهره‌مند شوید. منابع‌ این آگاهی و دانش که میتوانید به سراغ آنها بروید عبارتند از :

راهبران بالاتر در سازمانتان

شما به راهبران زیادی در سازمان خود دسترسی دارید که قبل از شما‌ این تجارت را آغاز کرده‌اند. فکر نکنید حامی شما ‌فقط کسی است که شما را به‌ این تجارت معرفی کرده است. همه راهبران ، راهبر شما هستند. چون آنها نیز به نوبه‌ خود از فروش سازمان شما سود میبرند.

راهبران سازمان فروش خود

یکی دیگر از منابع دانش و آگاهی ، راهبران سازمان خود شما هستند. بارها دیده‌ام که برخی میگویند: «تو در سازمان فروش من هستی ، من حامی تو هستم و تو باید از من یاد بگیری.

نباید در‌ این تجارت خود خواه بود. افراد زیادی در سازمان شما هستند که میتوانید از دانش و آگاهی آنها کمک بگیرید.

سی دی ، وویس ها و جزوات آموزشی

زمانی که کارم را آغاز کردم به دلیل‌ ترافیک بالای خیابانها ، وقت زیادی را در ماشین صرف میکردم. تصمیم گرفتم کار آموزش را در پشت فرمان ماشین ادامه دهم. زمانی که تنها بودم به سی‌ دی‌های آموزشی گوش میدادم. مطالب و سی‌ دی‌های آموزشی زیادی در مورد‌ این صنعت وجود دارد. خود را تنها به جزوات آموزشی محدود نکنید. منابع آموزشی نامحدود هستند.

کتاب

کتاب یکی دیگر از عناصر مهم آموزشی است. کتابها گنجینه دانش هستند.

یکی از رهبران موفق‌ این صنعت تعریف میکرد : زمانی که کارم را شروع کردم ، ‌پول خرید کتاب نداشتم. قبلا یک کار سنتی انجام میدادم و بعد از سالها ورشکسته شده بودم و هیچ پولی برای خرید کتاب نداشتم و به نیمی‌ از دنیا نیز بدهکار بودم. در یک کلام دچار افسردگی شده بودم. البته اکنون خوشحال هستم که آن ورشکستگی را تجربه کردم. چون اگر دچار آن ورشکستگی نشده بودم ، با این تجارت آشنا نمیشدم.

میدانستم در هر کار خداوند مصلحتی وجود دارد. در شروع کارم به کتاب فروشی سر میزدم و چون پول خرید کتاب را نداشتم ، هر روز صفحاتی را از کتابی مطالعه میکردم. چند ساعت بعد آن را در پشت کتابهای دیگر قایم میکردم و میرفتم. بعد از دقایقی استراحت ، دوباره به کتابفروشی برمیگشتم و ادامه کتاب را مطالعه میکردم! چند بار مسئول کتابفروشی به من تذکر داد که‌ اینجا کتابخانه خصوصی نیست ، و من هم در جواب میگفتم : میدانم! من هم در جمع دارم کتاب میخوانم!

جلسات معرفی کار ( پرزنتیشن )

چگونه روش معرفی کار را یاد میگیرید؟ با دیدن عملکرد دیگران.

یکی از رهبران موفق‌ این صنعت تعریف میکرد : من هر روز به تمام جلسات معرفی کار میرفتم و تلاش میکردم خود را در هیجان و دانش غرق کنم. وقت میگذاشتم و به تمام روش‌های معرفی کار گوش میدادم. روش‌های مختلف معرفی کار را میدیدم و از آنها نکاتی را یادداشت میکردم. بعد از دیدن جلسات مختلف ، روش معرفی کار خودم را ابداع کردم.

پست های مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست